صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

366

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

خاطر مصالح جنگ - جواز قطع درختان خرما و سوزاندنش را در سرزمين دشمن ، توصيف نموده است ؛ و اين كه بريدن و سوزاندن درخت [ در آن شرايط به فرمان خدا ] ، فساد در زمين محسوب نمىگردد . اين سوره به مؤمنان سفارش مىكند كه پارسا باشند و براى روز واپسين توشه برگيرند . و در پايان ذات والاى خويش را مىستايد و به اسماى حسنى و صفاتش ، اشاره مىكند . ابن عباس در مورد سورهء حشر مىگفت : بگوييد : سورهء بنى نضير . ( 1 ) غزوهء نجد اين پيروزى كه مسلمانان به دست آوردند و بنى نضير را بدون خون‌ريزى از مدينه بيرون كردند ؛ بر قدرتشان افزود و منافقان حيله‌گر ، خوار و زبون گشتند ؛ و پيامبر - ص - فرصت يافت عرب باديه‌نشين را تنبيه كند . آنان كه پس از احد در نهايت پستى و ناجوانمردى ، مسلمانان را بسيار مىآزردند ، دسته‌هاى دعوتگر و مبلغان دين را به قتل مىرسانيدند « 1 » و به خود جرأت مىدادند كه تصميم بگيرند و جنگ را به مدينه بكشانند . اما پيش از آن كه پيامبر به تأديب آن خيانت‌پيشه‌ها بپردازد ؛ خبر آمد كه عربهاى باديه‌نشين از بنى محارب و بنى ثعلبه از طايفهء غطفان براى نبرد با مسلمانان گرد آمده‌اند . پيامبر با شتاب از شهر بيرون رفت و با احتياط و كنجكاوى به طرف صحراى نجد حركت كرد و بيم و هراس را در دلهاى آن سياه بختان افكند تا بار ديگر چنين انديشه‌اى نسبت به مسلمانان در سر نداشته باشند . ( 2 ) وقتى مسلمانان وارد منطقه شدند ؛ آن باديه‌نشينان طغيانگر ، به قلّهء كوهها پناه بردند و ياراى هيچ كارى نداشتند . مسلمانان اين گونه در دل قبايل ، هراس انداختند و خود به سلامت به مدينه بازگشتند . مورخان و سيره‌نگاران يادآور مىشوند كه : « مسلمانان در ماه ربيع الثانى يا جمادى الاول سال چهارم ه . در سرزمين نجد - به همان منظور كه اشاره شد - غزوه معينى داشته‌اند كه به

--> ( 1 ) - فقه السيره .